دانلود آهنگ وحید موسوی به نام تین
دسته بندی :
4,654
3 دیدگاه
نصب نشده
دانلود آهنگ جدید وحید موسوی به نام تین
Vahid Mousavi – Tin
Download New Song From Vahid Mousavi Called Tin
+ متن آهنگ وحید موسوی به نام تین
دلتنگیامه سی تو اما تمامی ناره / ره آو تو رسه سر کل دین آماره
مه آخرین برگ ری هوشک جورم / چی باد سرد پاییز دسه مه بینه بورم
بور منه نین بمونم دی مولک هنارس / دی زمسون تنیا دی یخبنان بیکس

کردموزیک را در اینستاگرام دنبال کنید جهت فالو کردن کلیک کنید
دانلود آهنگ وحید موسوی به نام تین
تین از وحید موسوی
لینک های دانلود آهنگ
گزینه های بیشتر
دیدگاه :: 3
دیدگاه محسن :
شهریور 17, 1404
بسیار زیبا دمت گرم
دیدگاه مسعود :
شهریور 22, 1404
متن و ترجمه صحیح:
آسمان آبادی پل پیچ اُوره، دس زوری ها کجا اُورانو بوره
(آسمان روستا در ابر پیچیده، دست برتر کجاست، ابرها رو ببره)
اَفتاونه کشین به بن، بسن وِ زنجیر، شوونه تویچننه دی ملک دلگیر
(آفتابو کشیدن به بند، بستن به زنجیر، شب رو پاشوندن در این ملک دلگیر)
دلتنگیا مه سی تو اما تمومی ناره، رهیا و تو رسسن کل دیر و ناهماره
(دلتنگیای من برای تو اما تمامی ندارد، راهها به تو میرسن، همش دور و ناهمواره)
مه آخرین برگ ری درخت هُشک جورم
(من اخرین برگ روی درخت خشک جورم)
چی باد سرد پاییز دسمه بیر و بورم
(مثل باد زرد پاییز، دستمو بگیر و ببرم)
بورم نیل بمونم دی ملک بی هنارس
(ببرم و نذار بمونم در این ملک بدون فریادرس)
دی زمسون تنیا دی یخبنون بی کس
(در این زمستون تنها، در این یخبندان بی کس)
یه زخم هزار ساله ها مین جونم
(یک زخم هزار ساله در میان جانم است)
بارکوله د نهگتن ها ری زونم
(توشهای از ناگفته هست روی زبانم)
خینمونه کرده فلک د شیشه جوری
(خونمان را فلک در یک شیشه جور کرده است)
رهورو، رهمون مورن، هردوری طوری
(راهبهراه، راه میبرنمون، هر طرفی یه جور)
دلتنگیا مه سی تو…
دیدگاه ناشناس :
شهریور 25, 1404
آسِمونِ آبادی / پَل پیچِ اورهَ
دَسِ زوری ها کجا / اُورانِه بورَه!؟
اَفتاوئنِ کَشین وِ بَن / بَستِن وِ زنجیر
شوئِنِ تیچَنِنَ / دی مُلکِ دلگیر
دلتنگیا مه سی تو / اما تمومی ناره
رَیا وِ تو رَسِسِن / کُل دیر و ناهُمارَن
مه آخرین برگ ری / دِرختِ هُشگِ جورِم
چی بادِ سردِ پاییز / دَسِمِ بیر و بورِم
بورِمُ نِیل بَمونِم / دی مُلک بی هِنارَس
دی زِمِسونِ تَنیا / دی یخبَنونِ بی کَس
یِه زخمِ هزار ساله / ها مینِ جونم
بارکوله دِ نَگوتِن / ها ری زِوُنِم
خینمونِ کِردَه فِلک/ دِ شیشَه جوری
رَهبُرو رَهمو بُرن / هَر دوری طوری
دِلتنگیا مه سی تو / اما تَمومی نارن
رَیا وِ تو رَسِسِن / کُل دیر و ناهُمارَن
ترجمه:
آسمان این خاک
[اسیر و] پیچیده در ابرهاست
دست توانمندی کو
ابرها را پراکنده کند
آفتاب را به بند کشیدن
و در زنجیر کرده اند
شب را بر [پهنه ی]
این خاک دلگیر پاشیده اند
دلتنگی هایم برای تو
اما پایانی ندارد …
[دریغا که] راه های رسیدن به تو
همه دور و ناهموارند
من آخرین برگ [باقیمانده ]
بر درخت خشکیده از جورم
همچون باد سرد پاییز
دست مرا بگیر و [با خود] ببر …
ببر مرا و نگذار که بمانم
در این مُلک بی فریاد رس
در این زمستان تنهایی
در این یخبندان بی کسی
یک زخم هزار ساله
در جانم است
کوله باری از نگفتن ها
بر روی زبانم است
فلک خون ما را
در شیشه جوری ریخته
رهزنان در هر دوره ای
به گونه ای ما را غارت میکنند
دلتنگی هایم برای تو
اما پایانی ندارد …
[دریغا که] راه های رسیدن به تو
همه دور و ناهموارند
من آخرین برگ [باقیمانده ]
بر درخت خشکیده از جورم
همچون باد سرد پاییز
دست مرا بگیر و [با خود] ببر …
ببر مرا و نگذار که بمانم
در این مُلک بی فریاد رس
در این زمستان تنهایی
در این یخبندان بی کسی